<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آن سوي مه</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 22 Jul 2009 17:11:11 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>استارت ...</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 30pt; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;يك ) حتماً براي شما هم پيش اومده كه وقتي داريد مسيري رو پياده ميريد به ماشيني بربخوريد كه روشن نميشه و راننده اش از شما بخواد كه ماشين رو هل بديد ، براي من كه خيلي پيش اومده ، اگر حوصله داشته باشم كه ميرم و كمكش ميكنم ولي اگر حوصله نداشته باشم ترجيح ميدم راهم رو كج كنم و از يه مسير ديگه برم ، داستان اين وبلاگ هم يه جورايي شبيه اون ماشيني شده كه خيلي وقته حركت نكرده و حالا استارت نميخوره ، حالا بماند كه چرا ولي مثل دنياي واقعي ، اينجا هم تقريباً همينطوره ، فقط فرقش اينه كه اينجا بايد وبلاگ رو آپديت كني ...&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 30pt; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;دو ) مدت نسبتاً زيادي بود كه اينجا هيچ خبري نبود و حميد چيزي نمينوشت ، من هم خيلي بهش گير مي دادم كه چرا هيچي نمينويسي و از اين حرفها ، هميشه هم اين آقا حميد يه بهونه اي توي آستينش داشت كه منو دست به سر كنه ، من هم ديگه زياد پيگير نشدم تا اين كه چند روز پيش فهميدم بعله ، زير گوشمون داره اتفاقاتي ميفته كه ما بي خبريم ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 30pt; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;سه ) راستش هيچوقت از اين تعارفها و تبريكهاي مرسوم خوشم نميومده ، جمله ها و كلمه های تكراري كه روي زبون همه هست ، هميشه دلم ميخواد چيزي بگم كه بتونه اون احساسي رو كه در اون لحظه دارم كامل نشون بده كه اكثر اوقات هم چيزي پيدا نميكنم ، به خاطر همين هم هميشه زمانی که میخوام به کسی تبریک بگم دست و پاي خودم رو گم ميكنم و آخرش سوتي ميدم ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 30pt; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگر با اين همه مقدمه چيني كه كردم هنوز متوجه نشديد كه چه خبره بايد عرض كنم خدمتتون كه بعله ، آقا حميدِ ما رسماً به جرگه متأهلين پيوسته ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 30pt; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;هيچوقت يادم نميره وقتي اين خبر رو بهم داد ، حالي بهم دست داد كه به قول دوست عزيزمون سهراب ، اگر خودم عروسي ميكردم اينقدر خوشحال نميشدم ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 30pt; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;در هر حال ، بازگشت به قسمت سوم ، اينجا هم نميتونم تبريك درست و حسابي بگم ، همونطور كه وقتي حميد خبر رو بهم داد چيزي نتونستم بگم ، فقط ميتونم بگم هر دوي شما رو خيلي دوست دارم و اميدوارم هميشه شاد و خوشبخت در كنار هم باشيد ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 30pt; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-line-height-rule: exactly&quot; dir=rtl class=MsoNormal&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Nazanin&apos;; mso-bidi-language: FA&quot; lang=FA&gt;&lt;FONT size=3&gt;پ . ن : ندارد . ( یعنی اول داشت ، ولی حالا ندارد ) ...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 22 Jul 2009 17:11:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>o_man</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=7&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=7&gt;بزرگترین فریب قرن!&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; پ.ن: صدای زوزه های سرخوشانه می آید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Jun 2009 03:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کات</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>FACE BOOK هم  فیلتر شد! اینهم از آستانه تحمل دولت مهر ورز!
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 23 May 2009 15:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بلایی که گذشت</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;اردیبهشت همیشه یهترین ماه من بود. سرشار از روحیه و انرژی مثبت. امسال که هوا هم مزید علت شده بود و لذت این ماه را دو چندان کرده بود. اوایل ماه به فکر این افتاده بوده بودم که سر و شکل دیگری به وبلاگ بدهم و در ذهنم تولد وبلاگ را بهانه کرده بودم تا از آن به بعد این مهم را جامه عمل بپوشانم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;... اما از آنجا که همیشه روزگار ناغافل غافلگیرت می کند، آمد بلایی که تا عمر دارم فراموش نخواهم کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;ماجرا با یک تب خفیف شروع شد. عصر پنجشنبه دهم اردیبهشت ماه. تا جمعه عصر تب ادامه داشت و به تصور همین مرضهای ویروسی جدید بیماری را پایان یافته تصور کردم. شنبه به خیر و خوشی گذشت تا شب که باز تب برگشت. یکشنبه را در خانه ماندم و عصر هم به درمانگاه رفتم که بیماری حساسیت فصلی!! تشخیص داده شد و دارویی هم جهت رفع آبریزشی که نداشتم تجویز شد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;دوشنبه دوباره برگشتم سر کار. خیلی سر حال نبودم اما مشکلی هم نداشتم. صبح سه شنبه اما آغاز ماجرا بود. وارد بخش خودمان که شدم و دستگاهم را که روشن کردم گُر گرفتم و نفسم به شماره افتاد. دیگر جای فکر کردن نبود. باید کاری می کردم...(اگر دقت کرده باشید از این روز به بعد در نت خبری از من نشد)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt; از آن زمان تا الان که دارم می نویسم وقایع دردناکی بر من گذشت که بیشتر بخاطر ضعف نظام بهداشتی درمانی اسف بار کشوری بود که تازه اینجا پایتخت ومن از بهترین مراکز درمانی آن استفاده می کردم. روزها در تب 40درجه سوختم با فشار خون 8 روی 6 و بدن درد شدید و تا پنج روز هیچکس نفهمید که این درد بی درمان ما چیست. تا عاقبت یک دکتر حاذق و با تجربه تشخیص داد که باید از ریه هایم عکس بگیرم. چیزی که هیچکدام از اطباء گرامی سابق به صرافت آن نیافتادند. و عکسها در روز سه شنبه یکهفته بعد از شدت گرفتن بیماری نتیجه داد. تشخیص :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;بیماری ذات الریه! یعنی بیماری که تشخیص دیر هنگام آن می تواند مرگ آفرین باشد! بهمین راحتی...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;از سه شنبه در بیمارستان بستری شدم و خدا رو شکر درمان نتیجه داد و خطر بر طرف شد و الان که می نویسم در خانه دوران نقاهتم را طی می کنم و نتیجه مهم اینکه تا ابد یادم خواهد ماند که برای بیماریهای ساده هم از پزشک با تجربه کمک بگیرم و مهمتر آنکه هیچ چیز در دنیا ارزشمندتر از سلامتی&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;نیست&lt;/FONT&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;وقتی امروز در مورد این بیماری در اینترنت مطالعه می کردم دقیقا نشانه های بیماری همان نشانه هایی بود که من داشتم و جالب آنکه چهار پزشک از پنج پزشکی که مرا معاینه کرد این علائم را تشخیص نداد و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;پ.ن: از همه دوستانی که طی این مدت چه نگرانم شدند و چه از دستم دلخور شدند عذر می خواهم. و تشکر از همه آنها که به یادم بودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;پ.ن.۱: شانزدهم این ماه این وبلاگ در اوج مظلومیت دو ساله شد. تولدت با تاخیر مبارک وبلاگ عزیز مظلوم من.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 07:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شروع</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;نمی خواستم سال جدید رو اینطور شروع کنم اما:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;تو مملکتی که فیلمی که - کارگردانش سردسته گروه فشاره و دانشجوهای بدبخت رو از طبقه سوم پرت می کنه پایین- سه میلیارد فروش می کنه، چه حرفی برای گفتن باقی می مونه!؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 08:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوروزنامه</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description> &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;از چند روز پيش براي يادداشت آخر سال چندين پست نوشتم كه هيچ كدام راضيم نكرد. پس تصميم گرفتم كه خلاصه كنم:&lt;/FONT&gt; 
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;امسال سال متفاوتي بود براي من و در مجموع سال بدي نبود. اگر بخواهم به رسم آقايان كه نامي بر سال مي گذارند و در و ديوار را پر مي كنند از نام ساختگيشان، نامي بر امسال خودم بگذارم قطعا سال &quot; بيم و اميد&quot; بود براي من.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;وقايع تلخ و شيريني بر من گذشت امسال كه براي بار اول تجربه اش مي كردم و جالب آنكه بخاطر مسائلي نه تلخهايش را توان گفتنم بود و نه شيرينهايش را! و اين يكي خودش تلخترين بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;بهار در پيش است و اين محبوب ترين فصل من بايد لعاب خوش در وبلاگم داشته باشد. براي همين، دل را پر مي كنم از آرزوهاي قشنگ و رنگارنگ براي همه مردمان وطنم و به شوق، تمنا مي كنم سربلندي اين نگين درخشان سرزمين را. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; و از مهربان پرودگار ميخواهم كه رنگين كمان سعادت را در پرتو نور همت مردمان و باران لطف جاودانش  در افق ايران عزيزمان بگستراند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;و در انتها آرزوي سالي پربار و مملو از شادماني براي همه دوستان مجازيم كه در همه احوال شريك غم و شادمانيم بودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                &lt;FONT size=5&gt;نوروزتان مبارک&lt;/FONT&gt;                                    &lt;A title=بهار.jpg-7495 href=&quot;http://irapic.com/view/بهار.jpg-7495.html&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;A title=بهار.jpg-36254 href=&quot;http://irapic.com/view/بهار.jpg-36254.html&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;                                        &lt;A title=بهار.jpg-20261 href=&quot;http://irapic.com/view/بهار.jpg-20261.html&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG title=بهار.jpg-20261 height=150 alt=بهار.jpg-20261 src=&quot;http://irapic.com/thumbs/1237448498.jpg&quot; border=0 width?200?&gt;&lt;/A&gt; </description>
<pubDate>Wed, 18 Mar 2009 05:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=134</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کلوزآپ</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;در باره ننوشتنهايم هميشه و مكرر توضيح داده ام. براي همين ديگر زياد توضيح نمي دهم. اينبار دلم خواست يك مرخصي طولاني به خودم بدهم و زمانش به آن اندازه باشد كه دلم براي نوشتن تنگ بشود. و خيلي زود اين اتفاق افتاد اما ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;اما در زندگي زمانهايي هست كه مسدود مي شوي. دلت مي خواهد سياسي بنويسي كه بهايش برابر است با خريدن دردسري بزرگ به قيمت سر. مي خواهي از دل بنويسي مي ترسي ديگران را دچار صفتهاي پسوند و پيشوند دارش كني. ميخواهي طنز بنويسي سوژه اي جز تراژديهاي بزرگ پيدا نمي كني. حتا از اتفاقات خوب هم نمي تواني بنويسي چون مطمئن نيستي اين اتفاقات براي ديگران خوشايند باشد. خيلي چيزها هم قابل وصف نيستند. تجربه هايي گاه تلخ و گاه شيرين. مثل آنكه بخواهي درد را وصف كني يا عشق را توصيف.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; پس باز سكوت مي كني...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;اما نكته اي براي گفتن ماند. اينكه همه ما وقتي در شرايط سخت قرار مي گيريم با همه ادعايمان آنقدر بي اعتقاد و بي اعتماد مي شويم كه بسياري از تجربه هاي خوب گذشته را فراموش مي كنيم. دلمان ميخواهد معجزه اي بشود و بشويم كانون توجهات كائنات. اما نمي دانيم داستان دنيا ميليارها كاراكتر دارد با نقشهاي گوناگون و دوربينش بعد از حركتهاي سريع و بسيارش بالاخره روزي ما را در كادر &quot;كلوزآپ&quot; ش خواهد گرفت. دير يا زود بايد آماده بود.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 09:06:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هوس</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;اینروزها هرچه فکر می کنم درباره چه موضوعی بنویسم، از روزهای انقلاب... از ذره ذره آنچه که گذشت... از شلوغی خیابانها و مغازه های مالامال از اجناس عشقولانه نما، از گذشته ها یا آینده، یا از جشنواره ای که در سالهای نه چندان دوراز مدتها قبل برای رسیدنش دل توی دلم نبود و امسال به زور یک فیلمش را دیدم...در مورد هیچکدام دستم به نوشتن نرفت که نرفت...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;فقط ! دلم هوس ترانه های گوگوش رو کرده...مخصوصا &quot;خوابم یا بیدارم&quot; رو...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Feb 2009 18:02:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=132</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نخاله ها</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;- براي حركت روان در جوي زندگي بايد صاف بود و خالص. آنجا كه مسير تنگ ميشود يا دست اندازي هست، اگر روان باشي پيچ ميخوري و رد مي شوي. اما آنجا كه در مسير زندگي و در تنگناهايش متوقف مي شويم حتما نخاله اي هست. بعضي كوچك و بعضي بزرگتر. كوچكها تا كمند زورشان به جريان نمي رسد و با اندكي تعلل به راه مي افتند اما همراهمان هستند تا زياد شوند و در تنگناها سدمان كنند. اما نخاله هاي بزرگتر به تنهايي قادرند مسير زندگيمان را مختل يا سد كنند و اگر تلاشي براي عبور از آنها نكنيم آنقدر سدمان مي كنند تا بمانيم و بگنديم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; بزرگترين نخاله هاي زندگي غرورند و عادتها و عبور از آنها دشوارترين كار. اگر به روزگاري رسيديد كه از رفتن مانديد بدانيد كه به احتمال زياد آنها شما را مسدود كرده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;- برزخي است بين خواستن و از دست ندادن. خواستني ها هميشه هستند. مشكل آنجا آغاز مي شود كه ترس داشته باشي كه فعل خواستن منتج به از دست دادن بشود. و نكته باريك فهم آنست كه چيزي كه هنوز براي ما نيست از دست دادنش هم بي معنيست. پس اول بايد خواست! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;- فكر سكوت مي آورد. وقتي فكر و ذهنت درگير حل مشكلي مي شود سكوت مي كني. و ساكت ترين فكرها مهم ترين فكرهاي زندگي هم هست. آنان كه زياد حرف مي زنند یا چیزهای مهم زندگیشان احمقانه است یا مهمترین احمقهای دنیا هستند&lt;/FONT&gt;.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Feb 2009 12:59:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون شرح</title>
<link>http://hamidrj.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>خیلی متاسفم که &lt;A href=&quot;http://shebang.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ff0066&gt;این&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; شد بهانه این پست.</description>
<pubDate>Wed, 28 Jan 2009 04:48:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hamidrj&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>hamidrj</dc:creator>
<guid>http://hamidrj.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
