امسال سال متفاوتي بود براي من و در مجموع سال بدي نبود. اگر بخواهم به رسم آقايان كه نامي بر سال مي گذارند و در و ديوار را پر مي كنند از نام ساختگيشان، نامي بر امسال خودم بگذارم قطعا سال " بيم و اميد" بود براي من.
وقايع تلخ و شيريني بر من گذشت امسال كه براي بار اول تجربه اش مي كردم و جالب آنكه بخاطر مسائلي نه تلخهايش را توان گفتنم بود و نه شيرينهايش را! و اين يكي خودش تلخترين بود.
بهار در پيش است و اين محبوب ترين فصل من بايد لعاب خوش در وبلاگم داشته باشد. براي همين، دل را پر مي كنم از آرزوهاي قشنگ و رنگارنگ براي همه مردمان وطنم و به شوق، تمنا مي كنم سربلندي اين نگين درخشان سرزمين را.
و از مهربان پرودگار ميخواهم كه رنگين كمان سعادت را در پرتو نور همت مردمان و باران لطف جاودانش در افق ايران عزيزمان بگستراند.
و در انتها آرزوي سالي پربار و مملو از شادماني براي همه دوستان مجازيم كه در همه احوال شريك غم و شادمانيم بودند.
در باره ننوشتنهايم هميشه و مكرر توضيح داده ام. براي همين ديگر زياد توضيح نمي دهم. اينبار دلم خواست يك مرخصي طولاني به خودم بدهم و زمانش به آن اندازه باشد كه دلم براي نوشتن تنگ بشود. و خيلي زود اين اتفاق افتاد اما ...
اما در زندگي زمانهايي هست كه مسدود مي شوي. دلت مي خواهد سياسي بنويسي كه بهايش برابر است با خريدن دردسري بزرگ به قيمت سر. مي خواهي از دل بنويسي مي ترسي ديگران را دچار صفتهاي پسوند و پيشوند دارش كني. ميخواهي طنز بنويسي سوژه اي جز تراژديهاي بزرگ پيدا نمي كني. حتا از اتفاقات خوب هم نمي تواني بنويسي چون مطمئن نيستي اين اتفاقات براي ديگران خوشايند باشد. خيلي چيزها هم قابل وصف نيستند. تجربه هايي گاه تلخ و گاه شيرين. مثل آنكه بخواهي درد را وصف كني يا عشق را توصيف.
پس باز سكوت مي كني...
اما نكته اي براي گفتن ماند. اينكه همه ما وقتي در شرايط سخت قرار مي گيريم با همه ادعايمان آنقدر بي اعتقاد و بي اعتماد مي شويم كه بسياري از تجربه هاي خوب گذشته را فراموش مي كنيم. دلمان ميخواهد معجزه اي بشود و بشويم كانون توجهات كائنات. اما نمي دانيم داستان دنيا ميليارها كاراكتر دارد با نقشهاي گوناگون و دوربينش بعد از حركتهاي سريع و بسيارش بالاخره روزي ما را در كادر "كلوزآپ" ش خواهد گرفت. دير يا زود بايد آماده بود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|